مرتضى مطهري
211
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
بالقوه اى براى پذيرش پيام تشخيص داده مىشود . مكتبها از نظر ماهيت [ مختلفند ] كه امروز معمولًا با يك « ايسم » ماهيت مكتب معرفى مىشود : فاشيسم ، نازيسم ، كمونيسم ، اومانيسم ، اگزيستانسياليسم ، ناسيوناليسم و غيره . البته اين ايسمها برخى معرف بانى مكتب است مثل ماركسيسم و برخى معرف اساسى ترين اصل مكتب مثل اگزيستانسياليسم و بعضى معرف هدف مكتب است مثل ناسيوناليسم و اومانيسم و كمونيسم ( 1 ) و همچنين نازيسم كه ناظر به برترى نژادى ژرمن است ( 2 ) آن كه مثلًا جهان بينىاش ملى است معتقد است كه كيان و شخصيت واقعى انسانها را مليتشان و تاريخشان تشكيل مىدهد . خودِ واقعى هر مردمى كه به نام يك ملت با هم زندگى مىكنند و تاريخ مشترك دارند همان مليتشان است و اگر انسان از مليت خود جدا شود ، از خود واقعى خود بيگانه شده و بيمار است و يك موجود عوضى است . قهراً پيام اين مكتب ، هدف اين مكتب بر محور مليت است و مخاطب او هم افراد آن ملت و آگاهيهايش هم همه بر اساس غرور ملى است - هنر نزد ايرانيان است و بس . نازيسم يا مثلًا نهضت آفريقاى سياه كه بر نژاد سياه تكيه دارد پيامش ، هدفش و احياناً جهان بينىاش و مخاطبش و آگاهى بخشى هايش متناسب با هماند . آن كه جهان بينى به اصطلاح پرولترى و طبقاتى دارد نيز هدفش ، پيامش ، مخاطبش ، آگاهى بخشى هايش چيز ديگر است . مخاطبش خصوص طبقهء پرولتر است ، هدفش صرفاً رهايى پرولتر از استثمار است ، آگاهيهايش آگاهى طبقاتى است و به اصطلاح معروف تضاد طبقاتى را وارد خودآگاهى اين طبقه مىكند و مخاطبش صرفاً طبقهء پرولتر است ( طبق بعضى نظريات ماركس و انگلس ) و يا عموم طبقات محرومند
--> ( 1 ) شايد بشود گفت كه كمونيسم به منزلهء پرولتريسم است . ( 2 ) رجوع شود به مقدمهء كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران .